استعداد یابی و شکوفائی خلاقیت

مقدمه:

کار بزرگ عبارت است از:
انجام کاری کوچک با اشتیاقی بزرگ
همواره نوآوری با مقاومت پوسته کهنه روبرو بوده و این مقاومت از مهمترین موانع توسعه مدرنیسم است. و آن هنگام که حوزه این نوآوری اجتماع و مسائل مربوط به جامعه باشد سنت گرائی وجه وجیه مقاومت می گردد. تاریخ ایران و جهان گواهی صادق بر این ادعا بوده و به وفور می توان شاهد مثال آن را در لابلای نهضت های نوآورانه جستجو کرد. مقاومت و بلکه مخالفت با نهضت پیامبران درسطوح جهانی نمونه ای از مقاومت سنت گرائی در برابر مدرنیسم ائمه است که با توجیه جاهلانه و تقبیح دست کشیدن از دین و روش آباء و اجداد و پدران در برابر ائمه تجلی و ظهور یافته . در سطوح کوچکتر نیز این مقاومت در حوزه اجتماعی مشهود و ملموس است که تنها به عنوان یک نمونه از صدها نشانه می توان به داستان مقاومت در برابر نو آوری میرزا حسن رشدیه پدر آموزش نوین ایران اشاره کرد:
داستان از این قرار بود که میزا حسن رشدیه در اوایل مشروطه در تبریز نخستین مدرسه به سبک جدید را در برابر روش سنتی مکتب خانه های قدیم تاسیس نمود اما دیری نگذشت که برخی افراد به تحریک سنت گرایان سنتی در برابر آن مقاومت کرده و حکم به تخریب مدرسه او دادند لیکن میرزا حسن دست از تلاش بر نداشت و مدرسه دوم و سومی نیز ساخت که هر یک به سرنوشت نخستین مدرسه دچار گشتند تا این که چنان عرصه بر او تنگ شد که ناگزیر به قفقاز گریخت . سالها بعد با چراغ سبز شاه تازه از فرنگ برگشته که او را در سر راه بازگشت خویش در قفقاز دیده بود به تهران آمد تا با حمایت ملوکانه مدرسه اش را اینبار در پایتخت قاجار احداث کند اما قدرت مقاومت سنت گرائی از فرمان شاه نیز قوی تر بوده و مدرسه وی در تهران هم تخریب گردید. البته چنان که رسم این قبیل داستانهای تاریخی است پایان خوش ماجرا با عزم راسخ میرزا حسن رشدیه رقم خورد و سرانجام نظام آموزشی کشور با مجاهدت وی متحول گردید.
موسسه مطالعه و خلاقیت کودک ونوجوان چیست؟
این موسسه دو هدف و آرمان اصلی را تعقیب می کند که عبارتند از:
– کشف استعداد
– شکوفائی خلاقیت و استعداد به روش پژوهشی( غیر آموزشی)
الف) کشف استعداد:
امروزه حتی سر سخت ترین مخالفان نظریه استعداد اذعان دارند که: استعداد به عنوان یک عنصر درونی به صورت ژنتیکی یا ذاتی در برخی افراد با شدت و ضعف مختلف وجود دارد و هر چند که معتقدند هر فردی در هر زمینه ای می تواند به صورت اکتسابی پیشرفت نموده و بدرخشد ولی استعداد ذاتی همواره می تواند فرد را بین ده تا سی درصد در جاده موفقیت جلو اندازد.درست مثل این که در یک مسابقه دو دونده ای ده تا سی قدم نسبت به بقیه به خط پایان نزدیکتر باشد. استعداد که در برخی رشته ها به مزیت نسبی تعبیر گردیده است . قابل رد یابی و اندازه گیری نیز هست. و در عرف و دانش به کرات مورد استناد واقع گردیده است در جائی که گاه برخی افراد را واجد استعداد چاقی می یابیم به نحوی که به ادنی دلیلی چاق می گردند یا استعداد برخی بیماریها در برخی نژادها و قومیتها و یا استعدادهای ورزشی در برخی رشته ها محرز و اثبات شده است در کسب و کار و کسب علم ودانش و مهارت نیز استعداد به خوبی قابل رهگیری بوده و گاه تحت عنوان شم از آن یاد شده است نظیر شم اقتصادی یا شم پلیسی ، در برخی مکاتب روانشناختی نیز می توان رد پای استعداد و استعداد یابی را با واژگانی نظیر رغبت شغلی و یا اشتیاق شغلی جستجو نمود.
به هر حال روشهای متعددی برای سنجش و اندازه گیری این استعداد یا مزیت یا شم تا کنون طراحی شده است که موسسه مطالعه و خلاقیت کودک ونوجوان در این زمینه متدولوژی خویش را دارد.
متدولوژی استعداد یابی در موسسه مطالعه و خلاقیت کودک ونوجوان اندیشه کیان:
در موسسه مطالعه و خلاقیت کودک ونوجوان مخاطبین نوعا کودکان خردسال و فاقد تجربه اند لذا یک دوره سه ماهه عمومی برای آنان تعریف می گردد که در این دوره صرفنظر از زمینه ای که استعداد دارند زمینه های پنجگانه ریاضی فنی، علوم تجربی و آزمایشگاهی، هنر و معماری، تربیت بدنی، مدیریت و ارتباطات انسانی برای آنان به نمایش و معرض تجربه محیطی گذارده می شود به نحوی که کودک بتواند آزادانه با ابزار و ادوات اولیه یا اصطلاحا مبانی هر یک از این رشته ها آشنائی نسبی پیدا کند بی گمان این آشنائی که ما آن را روش اشباعی می نامیم با آموزش تفاوتی بنیادی دارد در این روش فقط کودک در محیط و معرض تماس قرار می گیرد تا فقط ببیند و تجربه کند بدون این که از او خواسته شود چیزی حفظ کند ، امتحانی بدهد ، اجباری داشته باشد. فقط باید امکان داشته باشد( نه اجبار) که ببیند ، لمس کند ، خودش دست به تجربه بزند و حس کند. شاید این سئوال پیش بیاید که چگونه این امکان برای چنین کودکانی فراهم می گردد ؟ پاسخ به این پرسش در سیلابسهای دوره عمومی موسسه که در سایت موسسه وجود دارد داده شده است . طبق این سرفصلها کودک ابتدا با مبانی فوق آشنائی نسبی می یابد که البته منظور از آشنائی آموزش نیست و صرفا مشاهده است . آنگاه از او آزمونی کتبی و عملی گرفته می شود که این آزمون اساسا ربطی به آموخته ها و حفظیات وی ندارد چرا که اساسا بنا نیست کودک چیزی بیاموزد یا حفظ کند بلکه این آزمون صرفا بر اساس گرایش اوست در حقیقت با این آزمون سنجیده می شود کودک به کدام یک از زمینه های از پیش گفته گرایش و رغبت نشان می دهد البته پر واضح است که علاوه بر رغبت کودک برخی ویژگیهای روانشناختی و ذاتی او نیز مد نظر قرار می گیرد مثلا کودکی که رغبت به مدیریت دارد ولی در آزمونهائی نظیر آزمون CAT نشان داده است که از نظر روانی سلطه پذیر است احتمالا چندان مدیر خوبی نخواهد شد بنابر این نمی توان او را واجد استعداد مدیریت دانست چرا که هر چند رغبت دارد اما از نظر روانی شرایط لازم را ندارد. بنابر این در حقیقت آنالیز استعداد یابی خود عبارت است از سنجش رغبت به علاوه سنجش کفایت روانی و یا در پاره ای موارد کفایت جسمی مثلا در زمینه های تربیت بدنی بی شک بنیه جسمی فرد نیز ملاک است .
ب) شکوفائی خلاقیت و استعداد به روش پژوهشی( غیر آموزشی):
تفاوت خلاقیت با آموزش را می توان به تفاوت اجتهاد و تقلید تشبیه نمود. به نحوی که در تقلید مقلد از خود هیچگونه نو آوری و دخل و تصرفی نداشته و نباید داشته باشد و صرفا باید از مرجع یا مقَلَد تقلید نماید. در امر فروع دین تقلید جایز است و مسلمان در صورتی که خود نتواند حقایق را کشف نماید موظف است از فردی که به این قدرت و درجه رسیده است و تخصص دارد تقلید نماید. ما تقریبا در همه امور زندگی نیز تابع همین قانونیم مثلا در امور مربوط به تندرستی و امور پزشکی ما از کسی که مرجع و متخصص است تقلید نموده و خود در تجویز پزشک نو آوری به خرج نداده و دگرگونی ایجاد نمی کنیم . آشپز از معلم آشپزی خود روش طبخ غذا را آموخته و به تقلید از وی بارها آن غذا را طبخ می کند اما در اجتهاد موضوع فرق می کند مجتهد فردی است جستجو گر و محقق که خود می گردد و با کشف حقایق شجاعانه آن را ابراز می کند و می تواند از گفته خوددفاع نماید. در دین اسلام تقلید در اصول دین که ارکان دینداری و ایمان هستند جایز نبوده و حرام است بلکه دین مترقی اسلام افراد را دعوت نموده است تا اصول دین را حفظ نکنند بلکه بفهمند یعنی در اصول دین تحقیق نمایند و این تحقیق وظیفه آحاد افراد جامعه است. پس اگر بپذیریم اجتهاد که مبتنی بر تحقیق و پژوهش است ارزشمند تر و مهمتر از تقلید است که تقلید خود صرفا بر پایه حفظ کردن و عدم نو آوری و اکتشاف است باید بپذیریم روش اندریافت حقایق ، علوم و معرفت با ابزار پژوهش و تحقیق گرانپایه تر و پر بها تر از حفظ حقایق علمی و در نتیجه آموزش است به همین جهت در روشهای پژوهشی که جایگزین خوبی برای روشهای آموزشی هستند مربی یا معلم وظیفه ندارد آنچه در کتابها نوشته شده است را به مخاطبین بدهد تا حفظ کنند و بدون شک و تردید آن را بپذیرند بلکه بر عکس معلم در دل مخاطبین نسبت به حقایق پذیرفته و ارائه شده توسط دیگران شک ایجاد می کند تا مخاطب کنجکاو شده خود تحقیق و پژوهش نماید . بی شک در این تحقیق و پژوهش امکان نو آوری و خلاقیت بالا بوده و ممکن است پژوهشگر در حین پژوهش دستاوردهائی فرا تر از صاحب نظر اول بیابد و یا حتی اگر چنین اتفاقی نیفتد لا اقل به حقیقت از پیش کشف شده به شکلی کاربردی و قطعی و یقینی میرسد.
بی گمان منظور دین از تحریم تقلید در اصول دین این نبوده که اگر علما و پیامبران مثلا شهادت بر یگانگی خدا می دهند شما نباید از آنان تبعیت کنید و خود با پژوهش به نتیجه ای غیر از این خواهید رسید بلکه خداوند متعال می دانسته که اگر کسی به درستی در خدا شناسی پژوهش کند و مطالعه و تحقیق نماید به همان احدیت خداوند خواهد رسید اما چنین مقام توحیدی ارزشمند است و چنین ایمانی است که هرگز سست نمی شود. و حال آن که ایمانی که بدون مطالعه و تحقیق باشد از پایه های چندان مستحکمی برخوردار نیست.در مدیریت دانش نیز به نحو اولی نظام پژوهش و تحقیق به عنوان جایگزین روش اسکولاستیک یا نظام حافظه محور مدرسه ای می تواند موجب استقرار درست دانش و کاربردی شدن آن و مآلا منتج به نو آوری و خلاقیت گردد.
اجازه دهید با یک مثال تفاوت بین آموزش و پژوهش را بیشتر بررسی کنیم:
مادری را تصور کنید که می خواهد به دختر خود بیاموزد که چگونه قورمه سبزی درست کند .
در روش آموزشی این مادر فرضی قصه ما به دختر خود توضیح می دهد که سبزی قورمه چیست و چطور آن را خرد کرده و سرخ نماید سپس چگونه به آن چه مقدار آب و روغن و نمک افزوده در چه هنگام چه مقدار لوبیا و گوشت به آن بیفزاید چقدر حرارت دهد چه چاشنیهائی اضافه کند و چه هنگام عملیات پختن را به اتمام برساند
در روش پژوهشی اما مادر قصه ما مقداری لوبیا ، گوشت ، سبزی قورمه ، روغن ، نمک و ابزار کار را در اختیار دختر خود گذارده و به او می گوید با این ابزار خود تحقیق کن و آزمایش کن تا غذائی بپزی
تا اینجای کار این روش مکن است یک اشکال بزرگ دشته باشد و آن این است که این پژوهش به شدت بر محور آزمون و خطا بوده و هر چند که ممکن است دختر خورشت قورمه سبزی خوشمزه ای بپزد و یا حتی خورشتی جدید اختراع کند اما احتمال این که حاصل کار او مطلوب نبوده و راهی سطل آشغال شود نیز فراوان است اما اگر در روش پژوهشی استاد راهنمائی وجود داشته باشد که بتواند درصد خطا در آزمون و خطا را کاسته و ضمنا دختر قبلا نیز از نزدیک خورشت قورمه سبزی را نه فقط با نگاه تغذیه بلکه با نگاه آنالیز گر دیده باشد نه تنها احتمال عدم موفقیت کم می شود بلکه امکان نو آوریهای مثبتی که نتیجه آن اختراع روشهای جدید و خوشمزه تر است نیز افزایش می یابد. علاوه بر این چنین روشی چون حافظه محور نبوده و پژوهش محور است همیشه در ذهن دختر باقی می ماند در حالی که روش اول فرار بوده و به سرعت در صورت عدم تکرار از ذهن محو می گردد.
شما زبان مادری خود را به روش پژوهشی یاد گرفته اید یعنی استاد راهنمای شما( والدین، دوستان، خانواده) با شما حرف زده اند( شما مشاهده کرده اید) هیچکس از شما امتحان زبان نگرفته یا مجبورتان نکرده چیزی حفظ کنید شما با تحقیق ذاتی در دوران کودکی واژگان را( بر اساس نیار خود) کشف و اصلاح کرده اید ، لهجه خود را با آزمون و خطا ساختار بخشیده اید و جامعه به عنوان استاد راهنما هر جا اشتباه کرده اید خطاهای شما را کاهش داده است اما زبان بیگانه مثلا انگلیسی را به روش آموزش می آموزید یعنی بجای پژوهش محوری روش حافظه محوری کلمات را حفظ می کنید و گنجینه لغات خویش را نه بر پایه تحقیق و پیدا کردن واژگان بلکه به روش حفظ کردن واژگان توسعه می بخشید بنابر این هر گز همچون زبان مادری مسلط نمی گردید مگر این که مجبور شوید مدتی در خارج از کشور زندگی کنید در این صورت به روش اشباع شما ناگزیرید هر چه می خواهید برایش واژه ای بیابید پس آگاهانه دست به تحقیق زده واژگان و لهجه صحیح را پیدا می کنید در این صورت ظرف مدت کوتاهی به زبان بیگانه تسلط می یابید.

مربیان موسسه برای توسعه خلاقیت به روش پژوهشی باید محورهای چهار گانه ذیل را رعایت نمایند:

1- محور مشاهده:
چیزی را آموزش ندهند بلکه کاری را در قالب بازی یا نمایش اجرا کنند تا کودک مشاهده کند در برخی زمینه های عملی این کار بسیار ساده است مثلا در نقاشی یا مجسمه سازی اما در ریاضی و علوم ذهنی کار کمی دشوار است مربی باید در سخت ترین موارد با استفاده از ابزار زیر کار را مشاهده ای یا اصطلاحا تجسمی ( ویژوآل) نماید:
– اجرای نمایش توسط خود مربی
– اجرای تئاتر مشارکتی با کودکان
– نمایش فیلم
– نشان دادن نمونه ها و ابزار
– نشان دادن عکس و اسلاید
– بحث گروهی و تبادل نظر
– استفاده از مثالها و تداعی گرها به عنوان نمونه در حفظ 5 ضربدر شش به صورت سنتی ما از تداعی گر شعری استفاده می کنیم و با تداعی طنز گونه هف ال هشتا پلنگ وشیر تا پاسخ پنجاه و شش را به ذهن متبادر می کنیم
در کلیه روشهای فوق اولا به هیچ وجه از کودک خواسته نمی شود که حتما یاد بگیرد و یا تهدید شود که از او سئوال می شود.ثانیا تکرار نقش بسیار مهمی داشته و آنچه کمتر از 5 بار تکرار شود یعنی اصلا انجام نشده است.
2- محور مشارکت:
از کودک خواسته می شود اصطلاحا آستین بالا زده وارد گود شود یعنی بر ترس خود فائق آمده و از نزدیک لمس کند ، دست بزند، بسازد یا حتی خراب کند، در جمع شرکت کند و به هر حال کاری کند یعنی بر خلاف محور اول یا مشاهده اینبار منفعل و تماشاچی محض نبوده و خود در اجرا همراهی نماید.مهمترین محورهای مشارکت عبارتند از:
– لمس کردن
– مسئولیت سازی به نحوی که کودک در اجرا ، مسئولیت بخشی از کار ولو نگه داشتن یک وسیله را عهده دار باشد
3- محور تشکیک:
در این محور مربی خلاقیت باید قبح شک و تردید و آزمایش را بشکند خروجی این محور کودکی است که به راحتی بتواند بگوید نمی دانم اجازه دهید آزمایش کنیم تا ببینیم نتیجه چه می شود برای اجرای این محور مهمترین عناصر عبارتند از:
– انجام خطاهای عمدی کوچک: مربی باید برخی خطاهای عمدی کوچک انجام دهد تا کودک بداند که می توان خطا گیری کرد
– آزمایش و تجربه محوری : مربی باید سئوال ایجاد کند و برای پاسخ به سئوال آزمایش ترتیب دهد نه این که خود پاسخ ارائه کند مثلا مربی هم نمی داند و طی یک فرایند باید هردو با هم پاسخ را کشف کنند.شاید بتوان گفت ایجاد سئوال و تربیت ذهن افراد به نوعی که تبدیل به کارخانه تولید سئوال شوند و برای پاسخ به این سئوالها آزمایش کنند مهمترین خدمت یک مربی در جهت توسعه خلاقیت است پس اجازه دهید سئوال سازی را خود به دو عنصر تجزیه کنیم:
– الف) : سئوالات استفهامی که با آیا و چرا و چگونه شروع می شوند و مربی با استفاده از ادات استفهام( آیا چرا چگونه، چطور) آنها را طرح می کند این سئوالات بسیار متداول و طرح آن ساده بوده ولی درجه خلاقیت آن کم است
– ب) : سئوالات نفیی: این سئوالات از برهان خلف استفاده کرده و ذهن را وادار به جایگزین سازی می کند مثلا اگر صندلی نبود چه می کنیم ؟ اگر در سرما گیر کردیم (لباس گرم نبود) چه می کردیم؟
اگر مته نبود چطور چوب را سوراخ می کنیم؟ چنان که مشاهده می کنید این قبیل پرسشها روحیه خلاقیت و نوآوری را توسعه داده و ذهن به دنبال جایگزین می گردد و این جایگزین سازی یعنی ابتکار و خلاقیت
بنابر این می توان نتیجه گرفت مهمترین بخش توسعه خلاقیت همین محور پرسشگری و تئوری پردازی است.
آخرين به روز رسانی ( سه شنبه, 30 فروردين 1390

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست